متن زیر به قلم مصطفی اسدی می باشد و خلاصه شده می باشد
دکتر سیروس شمیسا معتقد است که اساساً ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. وی بر این تاکید دارد که معشوق شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع و دوره تیموری، مرد است. اما در مورد ادبیات سبک عراقی مثلا غزلیات سعدی و حافظ دچار شک و تردید میباشد. شاهد بازي در ادبيات فارسي . سيروس شميسا. نشرفردوس. تهران: اول1381.ص 12
خاصیت زبان فارسی طوری است که مثلاً بعلت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مونث ایجاد شبهه می کند. باید دانست که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خد و قد دامن و تیر نگاه و ساقیگری و امثال اینها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می شده است. بدین ترتیب بخشی از اشعار قدماست که می توان در آنها به ضرس قاطع معشوق را مذکر قلمداد کرد
در ادبیات عهد عباسی ما با ظهور سبکی ادبی مواجهیم که بعدها در تارخ ادبیات ایران نیز به کرات شاهد آن هستیم و آن گونه ای است که تحت عنوان شاهد بازی (هــمــجــنـــس بـــازی) نام میبرند. این بیان جنـسی ادبی اول بار در عهد عباسی توسط ًوالبه بن الحباب ً (متوفی 786) شاعر اهل کوفه ابداع گردید. و بعد ها از طریق ً ابو نواس ً به شعر فارسی راه یافت
حسن بن هانی معروف به ابونواس (متولد 1345ه.ق/757م – متوفی 199ه.ق/814) در اصل ایرانی است. در اهواز متولد شد و در بصره تحصیل کرد و سپس مدتی در بادیه با اعراب بدوی معاشرت کرد تا در لغت مسلط شود. در دربار هارون الرشید و امین اعتباری تمام یافت و مورد توجه برامکه قرار گرفت. ابونواس در ادبیات عرب به شاعر خمریات معروف است، اما یکی از مختصات شعر اواین است که عشق به مردان را تبلیغ می کند. در قصیده ای که چندین آغاز می شود
دع الرسم الذی دثرا یقاسی الریح والمطرا
وکم رجلا اضاع العم رفی اللذات والخطرا
یاد رسم و اطلال و دمن را که در باران نابود شده و به باد فنا رفته است رها کن و از آنانی باش که عمر را در لذت و کارهای خطیر می گذرانند
سعدی در هزلیات می گوید
هر که همچون به نواس اندر لــواطـــه نصب شد از غم نقمات و رنج کدخدایی بی غم است
از دوره طاهریان و صفاریان حدود 58 بیت و از دوره سامانیان حدود 2000 بیت بیشتر نمانده است. در این مختصری که بازمانده چندان نشانه ای از معشوق مذکر نیست. البته در دوره سامانیان اندک اندک ترکان در مقامات لشکری در حال ترقی بودند و لذا احتمالاٌ از این دوره شاهد بازی در ایران در حال رشد و رواج بود
غزنویان ترک نژاد بودند و لذا بدیهی است که لواط در نزد ایشان مرسوم بوده است. در این مورد مشهورترین سند، عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش ایاز است. ابالنجم ایاز بی اویماق (متوفی 449) غلام ترک سلطان محمود بود و سپس مرتبه امیری یافت. بعد از درگذشت محمود (421ه.ق) در دوره سلطنت پسر اولش محمد از دربار گریخت و به نزد پسر دیگر سلطان محمود، مسعود در نیشابور رفت و در زمان سلطنت مسعود به حکومت مکران و قصدار رسید. مسلماً عشق سلطان محمود به ایاز جنبه زمینی و جسمانی داشته است، اما عرفا از آن به عشقی پاک آسمانی تاویل کردند. همان ، شمیسا .ص65
ریش معشوق یا سبزه عذار یکی از مضامین برخی اشعار فارسی خصوصا دردوره غزنوی در ارتباط با معشوق مذکر بوده که علاوه بر قصیده در غزل هم دیده می شود به این ترتیب که معشوق که کودک است، نخست خط و به اصطلاح ریش ندارد ولی سر انجام ریش در می آورد و از این زمان به بعد دیگر به درد نمی خورد (و این خلاف رای افلاطون است که به عشق معنوی معتقد بود و لذا به نظر او معشوق نباید کودک باشد) و شاعران در این باره مضامین گوناگون پرداخته اند. فرخی در تغزل قصیده ای افسوس می خورد که معشوق با آن که 15 سال بیش ندارد، ریش در آورده است و جایگاه بوسه شاعر را خراب کرده است، شاعر از این غصه شب ها نمی خوابد
آن سمن عارض من کرد بنا گوش سیاه
دو شب تیره بر آورده زد و گوشه ماه
سالش از پانزده و شانزده نگذشته هنوز
چون تو آن دیدن آن عارض چون سیم سیاه
روزگار آنچه توانست بر آن روی بکرد
به ستم جایگاه بوسه من کرد تباه
بچکد خون زدل من چو به رویش نگرم
نتوانستم کرد از درد بدان روی نگاه
شب نخسبم زغم و حسرت آن عارض و روز
تا به شب زین غم و زین درد همگی گویم آه
دیوان فرخی ، ص 359
شادروان دکتر غلامحسین یوسفی، استاد فقید دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن بحث در پیرامون دوران فرخی سیستانی چنین می نویسد: اشعار غنایی فرخی همه در باب کنیزان ماهروی نیست، بلکه به ماه پسران و غلامان زیبا نیز دل می باخته واشعار فراوان درین زمینه پرداخته است. این رسم درآن روزگار متداول بوده و تنها فرخی نیست که بدین گروه مهر ورزیده است. آنچه در باب مهر محمود به ایاز نوشته اند از این مقوله است، به فرض آنکه سبب دلبستگی محمود به او، به قول محمد ناظم، بیشتر فداکاری خدمتگذاری وی بوده باشد ريا، تداول این رسم و رواج معاشقانه با پسران سبب شده است که شاعران و نویسدگان بتوانند این سر گذشت را موضوع داستان ها قرار دهند و درین باب طبع آزمایی و قلمفرسایی کنند. پس از این از کثرت محبت امیر یوسف، برادر سلطان، به حاجبش طغرل گفته شد. تاریخ اجتماعی ایران .مرتضی راوندی . ج7 . ص 361
بنابراین معشوق فرخی و بسیاری از گویندگان، زن نبوده است و به ترکان خوبروی سپاهی نیز نظر داشته اند. ذکر معشوق لشکری، کمنداکن، اسب تاز وکاندار در شعرشان آمده است و هم در میان احوال عاشقانه اصلاحات رزمی فراوان به کار رفته است. دربسیاری از اینگونه تغرل ها و غزل ها، اثری از لطافت زنانه مشهود نیست، اما سخن از پرخاشگری و تند خویی معشوق به میان می آید
برکش این ترک و به یکسو فکن این جامه جنگ چنگ برگیر و بنه درقه و شمشیر از جنگ
وقت آن شد که کمان افکنی اندر بازو وقت انست که بنشینی و برداری چنگ
دشمن از کینه بر آمد به کمینگاه مرد لشکراز جنگ بیاسود، بیاسای از جنگ
به مصاف اندر، کم گرد که از گرد سپاه زلف مشکین تو پرگردشو این
این مژه تیر و کمان ابرو تیرت به چه کار سرهنگ تیر مژگان تو دلدوز تر از تیر خدنگ
همان، راوندی.ص363
استاد دکتر ذبیح الله صفا در کتاب گرانقدر تاریخ ادبیات در ایران در بحث از غلامان ترک در عهد سلجوقی اشاره ای هم به شاهد بازیی دارد که چون متضمن اطلاعات مفیدی است در اینجا نقل می شود، از این نوشته در می یابیم که سلطان سنجر عادت داشت غلامان امر خود را بعد از مدتی به قتل برساند
از غلامان ترک که در این عهد خریداری می شدند بصورت های مختلف استفاده می شد. دسته ای از آنان بازیچه شهوات امرای این عهد بودند و رفتار بعضی از سلاطین با این بیچارگان بسیار وحشیانه بود
نمونه های نخستین غزل فارسی در قرن ششم که بعدها در قرن هفتم تبدیل به غزل پخته سبک عراقی می شوند. از آنجا که در این غزل ها هم از چشم خمار، زلف دو تا و تافته، وصل، هجر، سرو بودن قد معشوق سنبل بودن زلف او، نرگس بودن چشم او، ساقیگری او سخن رفته است حال آن که صریحاً معشوق مذکر است باید مطمئن بود که در غزل سبک عراقی از قبیل غزل های سعدی و حافظ هم معشوق، همین معشوق مذکر است هر چند به مذکر بودن او تصریح نشده باشد
موسيقي دوره رومانتیک
مير علي شيرنوايي، ضمن تقسيم بندي كه از طبقات و صنوف مختلف اجتماعي عصر خود كرده است، از 34 صنف و طبقه و ارباب حرف نام مي برد و در شماره بيستم از خوانندگان و نوازندگان سخن مي گويد و اين معني و مدارك و اسناد ديگر به خوبي مي رساند كه در عصر تيموري رقص و موسيقي مورد توجه بوده است
در اوايل سال 1420 ميلادي (830 هجري) در مجلس جشني كه يكي از ثروتمندترين تاشكند برگزار كرده بود از موسيقي دانان و مغنيان سمرقند استفاده نموده بود- بسيار جاي تاسف است كه حسام الدين شيخ الاسلام سمرقند در اين مورد ابداً ابراز مخالفت نمي كرد و از شيوه الغ بيك جداً طرفداري مي نمود… شيخ الاسلام به مناسبت پايان ساختمان گرمابه اي، مجلس جشني ترتيب داد. آواز خوانان و موسيقيدانان شهر را جمع كرده بود، محتسب شهر كه از ماجراي شيخ الاسلام اطلاع حاصل كرده بودند به عمل خلاف شرع وي اعتراض كرد و استفسار نمود: «اي شيخ الاسلام بي خبر از قوانين اسلام، به استناد كدام يك از اصول شرع محمدي شركت زن و مرد در يك مجلس و رقص دسته جمعي آنان جايز است.» جرجي زيدان مي نويسد: «پس از آنكه عرب ها شهر نشين و از باده پيروزي سر مست شدند به هر نوع فساد و عمل منافي عفت نيز دست زدند. مخصوصاً شهرهاي بغداد و قرطبه، گاهي مركز اين قبيل اعمال بود و داروغه مخصوصي از طرف دولت، مامور رسيدگي به اين كارها بود…»احمد امين، محقق مصري مي نويسد: “نخستين چيزي كه كشور عراق را فرا گرفت، آواز و طرب و غنا و شادي و رقص و باده گساري و انواع بازي بود.” پرتو اسلام. احمد امین . ج دوم . ص 140 به بعد
براي اينكه ماموران را به آن كارها تشويق كنند، تصوير زنان برهنه را بر ديوار گرمابه ها نقاشي مي كردند. دولت از مالياتي كه از آن راهها به دست مي آورد سود كلاني مي برد، با آمدن پسران ماه روي رومي و ترك، امور مرد بازی سخت رايج شد، گاه مردان را اخته مي كردند. در مصر و بعضي ديگر از ممالك، عشقبازي با زنان منسوخ شد و عشقبازي با مردان معمول گشت و شعرهايي كه سابقاً در وصف زنان مي گفتند، براي مردان سرودند تا آنجا كه زنان بينوا، به لباس مردانه در آمده، خود را شبيه مردان ساختند.حسن صباح در نامه تاريخي خود به ملكشاه سلجوقي ضمن بر شمردن مفاسد عباسيان، مي نويسد: «هارون را كه اعم و افضل ايشان بود، دو خواهر بود كه يكي از در عيش شراب با خود حاضر مي كرد و … با خواهر او فساد كرد؛ و خواهر ديگر محسنه نام خردتر بود و در حسن و جمال به كمال؛ هارون او را به خود نزديك كرد و ميان ايشان فساد واقع شد و لطيفه اي مشهور است، كه بعد از وفات هارون، امين، پسر او، اين محسنه را كه عمه او بود با او فساد كرد (و انتظار امين آن بود كه محسه بكر باشد) نبود
پس از حمله مغول، معتقدات مذهبي مردم نقصان پذيرفت از مداخلات روحانيون در امور اجتماعي و سياسي كاسته شد و در ايران و ديگر كشورها تسهيلاتي براي گروه فواحش فراهم گرديد. همان راوندی .454
